| خر تو خر |
با سلام معذرت که دیر به دیر میام ، امروز توی تلویزیون امار بیکاری 5/11 درصد اعلام شد که نسبت به سال قبل در همین فصل که 5/13 درصد بوده 2 درصد کاهش یافته . البته این کاهش 2 درصدی با ایجاد یک میلیون و ششصد هزار فرصت شغلی به دست اومده . حالا یه مقدار جدول نسبت و تناسب می بندیم . وقتی 2 درصد کاهش بیکاری با یک میلویون و ششصد هزار فرصت شغلی به دست بیاد در واقه صدر درصد اون میشه یک میلیون و ششصد هزار ضربدر 50 که میشه 80 میلیون و با توجه به 5/11 درصد بیکاری که اونم میشه سیزده میلیون و نهصد هزار فرصت شغلی نیاز هست که وقتی از 80 میلیون کم کنیم میشه 66 میلیون شغل . یعنی تقریبا تمام افراد جامعه ما الان سر کار هستن و شاغلن و ما فقط 9 میلیون نفر داریم که شاغل نیستن که اونم میشه افراد از کار افتاده ها و یا بچه های زیر 2 سال. یعنی با این ارقام بچه های بالای 2 سال ما هم شاغل هستن . حالا من موندم این نمایندگان مجلس یه جدول ساده نسبت و تناسب بلد نبودن که به آقای معاون وزیر کار بگن بابا اینقدر دروغ نگین . من قضاوت رو میزارم به عهده خوانندگان عزیز ولی خداییش نمایندگان مجلس و معاون وزیر کار و ... اگه خودشون خر هستند لطف کنن و مردم عادی رو خر فرض نکنن.
|
|
۱۳٩٠/۳/٢٩ - | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| بررسی موانع و چالشهای توسعه روستایی ایران از منظر برنامه ریزی |
بررسی موانع و چالشهای توسعه روستایی ایران از منظر برنامه ریزی چکیده روستا و روستا نشینی در ایران از جایگاه و اهمیت بسیار برخوردار است عدم توجه به فضاهای روستایی ، بی توجهی به توان و امکانات تولیدی نواحی روستایی و نیروی انسانی پرتوان روستا از مشکلات اساسی در دستیابی به توسعه روستایی است . شناخت و تحلیل ویژگیهای برنامه ریزی توسعه روستایی کشور و بررسی و تحلیل موانع و تنگناهای توسعه از منظر برنامه ریزی میتواند راه را برای توسعه یکپارچه روستاها هموار سازد . مشکلات و مسائل نواحی روستایی کشور بسیار است و هر ناحیه روستایی مسائل و مشکلات خود را دارد با وجود این نواحی روستایی کشور در مجموع با مسائل و مشکلاتی مواجه اند که توجه به آنها علاوه بر اینکه ضرورت برنامه ریزی توسعه روستایی را ایجاب می کند بلکه باید توجه خاصی به برنامه ریزی منطقه ای و محلی و برنامه ریزی نامتمرکز نمود تا الویتهای موجود در هر منطقه بطور دقیق مشخص گردد . در این مقاله سعی شده است در برنامه ریزی برای نواحی روستایی مسائلی از قبیل توجه به مراکز روستایی سطح پایین، پیامدهای تمرکزگرایی در برنامهریزی توسعه روستایی و چالشهای ساماندهی روستایی ایران مورد بحث و بررسی قرار گیرد. کلمات کلیدی : توسعه روستایی ، برنامه ریزی ، موانع و چالشها
مقدمه به گفته بانک جهانی توسعه روستایی راهبردی است که برای بهبود زندگی اجتماعی و اقتصادی مردم فقیر روستایی طراحی شده است از آنجایی که توسعه روستایی در واقع عاملی برای کاهش فقر است از این رو باید به نحو بسیار روشن و مناسبی برای افزایش تولید و بالا بردن بهره وری تلاش شود . اغلب دانشمندان که با مسایل شهری و روستایی در ارتباطند اعتقاد دارند باید در روستاها تحول بنیادی ایجاد گردد و تنها راه حل ، ارتقای سطح زندگی مردم و توسعه همه جانبه روستاهاست(مهندسان مشاور DHV ، 1375 ) .با وجود سابقه 50 ساله برنامه ریزی ناحیه ای در ایران به مشکلات اساسی کشور در این زمینه پاسخ لازم داده نشده است . اقتصاد کشور در گذشته به قدری قطبی و متمرکز شده بود که فعالیتهای بعدی تمر کز زدایی قادر به ایجاد تغییر اساسی در آن نشده است . سکونتگاههای روستایی نامتعادل است و در برابر معدودی شهرهای متراکم و پر جمعیت ، انبوه سکونتگاههای پراکنده و کم جمعیت وجود دارند که قادر به ارایه خدمات لازم به ساکنان خود نمیباشد . در چنین مواردی ، شهر و روستا به جای اینکه واحدی یکپارچه و مکمل هم باشند در اغلب موارد در برابر یکدیگر قرار گرفته اند(افراخته ، 1380 ).تهیه خدمات آموزشی ، رفاهی و بهداشتی برای روستاییان فعالیتی سودمند و کاملا" توجیه پذیر است و بدیهی است جای دادن این خدمات در یک نظام سلسله مراتبی مراکز خدمات روستایی که با دقت طراحی شده است ، برابری و کارآیی را به همراه خواهد داشت با وجوداین باید دانست که برنامه ریزی مراکز روستایی ، فی نفسه هدف نیست اگر این برنامه ریزی به درستی انجام شود ، برنامه ریزی مراکز روستایی بخشی از راهبرد توسعه منطقه ای خواهد بود که در آن سعی می شود تا تنگناها و کاستی ها و ساختارهای منطقه ای ، اجتماعی و اقتصادی از میان برداشته شود و از این طریق، موقعیت شغلی و در آمدی خانوار های روستایی و شرایط زندگی شان بهبود یابد،برای رسیدن به این هدف، برنامه ریزی مراکز روستایی ( با تکیه بر حد پایین سلسله مراتب سکونتگاهها ) می تواند ابزار بسیار سودمندی باشد(کلانتری ، 1376 ).
اهمیت و ضرورت برنامه ریزی برای توسعه مراکز روستایی در حال حاضر یکی از مهمترین نیازهای جمعیت کشور را تأمین مواد غذایی و زیستی به خود اختصاص می دهد لذا برنامه ریزی در جهت احیا و اصلاح منابع آب و خاک ، سرمایه گذاری در زمینه های مختلف تولیدی بخش کشاورزی ، فعالیتهایی در زمینه بهزراعی و آموزشی و ترویج و ... از جمله مواردی است که افزایش تولید و بهره وری بهینه در بخش کشاورزی را بدنبال دارد . افزایش تولیدات کشاورزی از طریق برنامه ریزی درست منجر به کاهش قیمت و تورم در زمینه مهمترین کالاهای مصرفی جمعیت گردیده و رونق اقتصادی را در کل اقتصاد ملی سبب می گردد بنابراین برنامه ریزی تولیدی در نواحی روستایی که خود افزایش در آمد جامعه روستایی را بدنبال دارد ، رونق اقتصادی کشور و تأمین منافع کل جمعیت ایران را بدنبال خواهد داشت به این لحاظ ، برنامه ریزیهای تولیدی و کشاورزی در نواحی روستایی دارای ضرورت و اهمیت بسیار است . عدم برنامه ریزی در نواحی روستایی و ضعف امکانات زیستی ، سبب مهاجرتهای شدید روستا به شهر گردیده و افراد با ترک روستا از سویی سبب تنزل و انحطاط نسبی روستاها می گردند و از سوی دیگر به لحاظ فقدان مهارتهای لازم و ضعف بنیه اقتصادی ، بناچار در حاشیه شهرها ساکن شده و به مشاغل کاذب روی می آورند وبرای تضمین مؤفقیت ، برنامه ریزی مراکز روستایی باید در درون راهبرد کلی توسعه روستایی قرار گیرد ، این عمل ، ترجیحا" باید از مراحل اولیه برنامه ریزی صورت گیرد . فرایند های برنامه ریزی ، معمولا" به صورت رهیافتی مرحله ای روی می دهند که در آن از یک توالی منطقی پیروی می شود ، در مجموع این نوع برنامه ریزی عناصری چون تدوین اهداف ، شناسایی معیار ها و گزینه ها ، گردآوری و تحلیل داده های اولیه و ثانویه ،طراحی برنامه ، تصمیم گیری ،اجرای برنامه و سرانجام ، نظارت و ارزشیابی متعاقب آن را در برمی گیرد . برنامه ریزی ، فرایندی پیچیده است که افزون بر موضوعات دیگر ، به خلاقیت تحلیلی ، توانایی های هماهنگی و مدیریتی و نیز به بینش لازم برای تصمیم گیری سیاسی نیاز دارد هر چند که فرایند تصمیم گیری ، عموما" از فرایند برنامه ریزی جداست . افزون بر این ، برنامه ریزی تو سعه روستایی به مرور زمان ، جامع تر شده و در نتیجه ، قید و بند های بخشی که در آغاز وجود داشت سست تر شده اند . از آنجا که موقعیت برنامه ریزی روستایی ، ارتباط تنگاتنگی با فرایند دگرگونی اجتماعی و اقتصادی مناطق روستایی دارد ، آمیختن راهبرد برنامه ریزی مراکز روستایی در یک راهبرد جامع توسعه روستایی که برای ان منطقه انتخاب شده ، دارای اهمیتی حیاتی است . در واقع امر ، تنها راه ، برنامه ریزی مناسب و رسیدن به یک ساختار روستایی متعادل و پویا ست که می تواند نیاز ها را بر طرف کند و عدم قطعیت آینده را از میان بر دارد(مطیعی ، 1382 ). از نظر تعداد جمعیت کشور نیز ، 5/38 درصد از جمعیت ایران که بیش از 23 میلیون نفر است در نواحی روستایی ساکن می باشند . این رقم برابر با جمعیت دو کشور شیلی و کوبا ، 2/1 برابر جمعیت عربستان صعودی ، 1/1 برابر جمعیت عراق ، 5/5 برابر جمعیت اردن و همچنین برابر مجموع جمعیت سه کشور اطریش ، بلژیک و دانمارک است در حالیکه تعداد جمعیت روستایی ایران 3/5 برابر جمعیت کشور نروژ می باشد . آیا می توان تصور نمود که برنامه ریزی روستایی برای این تعداد از جمعیت ضرورت ندارد ؟(مطیعی، 1382 ) توجه به برنامه ریزی برای مراکز روستایی سطح پایین متاسفانه ، برنامه ریزی مراکز روستایی ( برنامه ریزی توسعه منطقه ای / روستایی ) دچار مشکلات اساسی است و روز به روز اجرای عملی راهبردهای توسعه روستایی دشوار تر می شود . مشخص است که سکونتگاهها از نظر اندازه ،وضعیت اداری ، الگو های فیزیکی ، ویژگی های اجتماعی و کارکرد های اقتصادی دارای تفاوت های چشمگیری هستند اغلب کوچک ترین مراکز دارای زیر ساخت مادی ابتدایی ، سطح نا کافی خدمات عمومی و خصوصی ، تقسیم کار ناقص و غیره هستند با این حال در مراکز بزرگتر مشخصه هایی مانند آب لوله کشی ، برق ، راههای آسفالته و تلفن بیشتر به چشم می خورد بعلاوه کارکرد های اقتصادی متنوع ترند و ساختار تولید کمتر به سوی کشاورزی جهت گیری شده است . غالبا" ظرفیت اقتصادی مراکز کوچکتر چنان محدود است که واگذاری نقش جدی در ایجاد رشد اقتصادی یا نقش انتقال توسعه روستایی به این مراکز تقریبا" در حکم نوعی خیال پردازی است در واقع در اغلب موارد انتظار داشتن یک سرمایه گذاری تولیدی که دارای نتایج چشمگیر و فوری باشد به ویژه در پایین ترین سطوح سلسله مراتب سکونت گاهها نسبتا" غیر واقع بینانه است . البته این بدان معنا نیست که مراکز پایین ترین سطح نمی توانند برای حوزه های نفوذ خود به مثابه مراکز خدماتی مناسب عمل کنند . عاقلانه است که طراحان راهبردهای مراکز روستایی به این پدیده اذعان کنند اعتبار راهبرد برنامه ریزی مراکز روستایی، تنها زمانی افزایش می یابد که میان تقویت کارکرد های خدماتی مراکز پایین ترین سطح و تشویق ظرفیت های رشد زای مراکز سطح میانه و بالا تمایزی قاطع گذاشته شود(میسرا ، 1371 ). راهبرد برنامه ریزی مراکز روستایی باید تمایزات موجود را بشناسد و در قالب تقویت کارکردهای خدماتی در پایین ترین سطوح و بروز پتانسیل های رشد زا در مراکز متوسط و سطوح بالاتر عینیت می یابد (طاهری ، 1378).مراکز روستایی سطح پایین اگر بخوبی برنامه ریزی شوند در نواحی روستایی که به آنها ارایه خدمات می کنند تسهیلاتی را فراهم می آورند که در پیوند مستقیم با نیاز ها و و توان توسعه این نواحی روستایی است . تنها این مراکز هستند که مبنای درستی را برای توسعه کشاورزی ، جذب مازاد نیروی کار روستایی و افزایش کیفیت زندگی جمعیت روستایی به وجود می آورند . توسعه باید از مبنا تا بالا روی دهد . تنها پس از این توسعه است که اکثریت بزرگی از جمعیت از پیشرفت های اقتصادی سود خواهد برد . در گذشته برنامه ریزی توسعه روستایی اغلب با برنامه ریزی خرد و تمرکز بسیار محلی شده[1] بر پروژه ها و روستاها هم معنا بوده است . با این حال ، روستاهای کشور آنقدر کوچک هستند که به ارزش آستانه ای اکثر خدمات اقتصادی و اجتماعی نمی رسند در نتیجه اگر چنین خدماتی در سطح روستا عرضه شوند ، کیفیت آنها علی رغم هزینه های بسیار بالا پایین خواهد بود . از این رو توسعه روستایی موفقیت آمیز به یک ساختار فضایی[2] کافی و مدرج که نواحی روستایی را با مکانهای مرکزی سطح بالا مرتبط می سازد ، نیاز دارد . با وجود این رشد مکانهای مرکزی باید با نیاز های توسعه در سطوح پایین تر مطابقت داشته باشد(مهندسان مشاور DHV ، 1375 ).مراکز خدمات رسانی روستایی نقش بسیار پر اهمیتی را در ارائه امکانات و خدمات مورد نیاز روستاهای تحت نفوذ خود دارا می باشند زیرا این مراکز به عنوان پایگاهی برای ایجاد تحرک و میل به زیستن در نواحی روستایی تلقی می شوند در ارتباط با تعیین مکان مناسب برای خدمات رسانی روستایی در سطح در سطح دهستان و یا مجموعه روستایی ، مهمترین مورد تعیین و تنظیم چگونگی ساخت سلسله مراتبی در سطح مجموعه روستاها برای توزیع هر چه مناسبتر خدمات است تا جامعه روستایی بتواند از امکانات خدماتی موجود در سطح بالاتر سلسله مراتبی به نحوی هر چه بهتر سود برد . یکی از دلایل اصلی عقب ماندگی روستایی و عدم میل به ماندگاری جمعیت در نواحی روستایی ضعف امکانات خدمات رسانی و عدم دسترسی آسان این جمعیت به مراکز ارائه خدمات است .( مطیعی ، 1382 ) شاتز برگ و کاب وگ یر معتقدند برخی ساختارهای کنونی قدرت می تواند باعث شود که مراکز ارائه دهنده خدمات بعنوان جزایر پربرکت در میان دریایی از فقر روستایی عمل کنند . بنابراین در برنامه ریزی برای مراکز روستایی باید تاحد امکان موانع فضایی ، اجتماعی – اقتصادی و سازمانی را کاهش داد (مهندسان مشاور DHV ، 1371 ) . پیامد تمرکز گرایی و اثرات نامطلوب آن در برنامه ریزی توسعه روستایی یکی از مسائل عمده و مهم در روشهای برنامه ریزی در کشورهای در حال توسعه تمرکز گرایی و اثرات نامطلوب آن در توسعه روستایی بطور اعم و بخش کشاورزی بطور اخص می باشد . عدم تمرکز در برنامه های عمرانی موتور پیشرفت و توسعه همه نواحی بویژه روستاهاست . در طول دهه 1980 پیمایشهایی در جهت تمرکززدایی اقتصاد بوسیله خصوصی سازی سرمایهگذاری بخش دولتی انجام گرفت. دولتها تشخیص دادند که سازمانهای غیردولتی نقش مهمی در ارائه خدمات به کشاورزان می توانند ایفا کنند و به آنها کمک کردند تا در جهت توسعه کشاورزی در یک روش هماهنگ شده در یک چارچوب سیاستهای تمرکززدایی ملی تلاش کنند. در اواخر دهه 1980 دنباله جدید سیاستهای توسعه روستایی بطور اساسی بوسیله سیاستهای تمرکززدایی و لیبرالی قدرت گرفت. سیاستهای جدید استراتژیهای توسعه را در تحقیقات کشاورزی، ارائه نهادهها، بازاریابی محصولات، ترویج، خدمات دامپزشکی، خدمات اعتباری روستایی و مدیریت منابع آب تغییر دادند و در حقیقت محدوده کاملی از فعالیتهای توسعه روستایی تحت تأثیر قرار گرفت(Smith,2001 ). تمرکززدایی تأثیرات عمیقی بر نظارت و کنترل دولت مرکزی از جنبههای مالی و اقتصادی دارد اما در بسیاری از کشورها تأثیرات تمرکززدایی بطور ناسازگاری در جهت تضعیف بازده دولتهای محلی و انتقال منابع از دولت مرکزی است و در بسیاری موارد انتقال کارکردها متناسب با انتقال منابع نیست و این باعث کاهش کارایی میگردد(Lai,2005 ). در برنامه ریزی برای بخش روستایی نیاز به اتخاذ یک رویکرد نامتمرکز ویژه منطقه ای برای انتقال مسوولیت بیشتر در زمینه مدیریتی و برنامه ریزی توسعه از قدرتهای مرکزی به سطوح پایین تر اجرایی می باشد .تمرکز زدایی ، برنامه ریزی را قادر می سازد که به سطوح منطقه ای و محلی تقسیم شود و ابزاری فراهم کند که بوسیله آن بتوان فعالیت های مختلف توسعه را در سطوح آمایشی گوناگون بطور مؤثری با یکدیگر هماهنگ کرد و برنامه ریزان را قادر می سازد که با ادراک و حساسیت بیشتر نسبت به نیازها و مشکلات منطقه ای، آگاهی بیشتری داشته باشند . به این طریق تنظیم طرحها ، برنامه ها و پروژه ها مطابق نیاز های ویژه مناطق صورت میگیرد و بنابر این واقعی تر و مؤثرتر انجام میشود . تمرکززدایی ،نفوذ و انتشار بیشتر سیاست های توسعه را به درون مناطق دور افتاده امکانپذیر می کند و مشارکت بیشتر مردم را در برنامه ریزی و تصمیم گیری ممکن می سازد بویژه وقتی هدفهای توسعه عبارت از ارتقای رشد عادلانه تر اقتصادی و پاسخگویی به نیاز های اساسی فقیرترین بخشهای جمعیت باشد . مشارکت گسترده در تصمیم گیری از ضرورتهای فرایند توسعه و تمرکززدایی راهی برای انگیختن این مشارکت است ،اگرچه منافع بالقوه مدیریت و برنامه ریزی نامتمرکز آشکار است اما بالفعل ساختن این منافع کاری دشوار و سخت است ( سازمان برنامه و بودجه ، 1378 ). برنامه ریزی منطقه ای زمانی مفهوم می یابد که تصمیمات ملی ، در ارتباط با آن منطقه اتخاذ شده باشد ، وظیفه اصلی برنامه ریزی منطقه ای این است که تخصیصهای عمودی موجود را به فعالیتهای افقی تبدیل کند .وقتی تصمیمات برنامه ریزی حاصله گرفته شد نیاز آشکار شده به تطبیق محلی به برخی اصلاحات جزئی در مورد تخصیصات منجر می شود . همان طور که ویتز اشاره می کند :" هدفهای برنامه ملی معمولا" اهمیت ملی دارند و ضرورتا" بر پایه اهمیتهای متفاوت عواملی که در بخشهای مختلف کشور عمل می کنند استوار هستند ، در نتیجه صرف شکل گیری چنین عملی بدون ایجاد تعدیلهای مناسب در یک مکان خاص نمی تواند مؤثر باشد . بنابراین تنظیم یک برنامه در سطح ملی بطوریکه کاملا" با شرایط انسانی و نهادی ناحیه ای خاص مناسب باشد ناممکن است ." درک چنین مشکلی در بسیاری از کشورها موجب شد که تلاشی در جهت شکل گیری نوعی عدم تمرکز در فرایند تصمیم گیری صورت گیرد ، غایت مطلوب این است که اینگونه عدم تمرکز در برنامه ریزی و تصمیم گیری موجب ایجاد یک تقسیم بندی در مسوولیتها می شود : - مقامات ملی ، مسوولیت اهداف سیاسی کلی و اجرای وظایفی که بر فعالیتهای ملی و بین المللی کشور اثر می گذارند مانند نرخ ارز ، مقررات پولی و مالیات را بر عهده دارند . - مسوولان دولتی در سطوح میانی (مسوولان استانی ) مسوولیت کارهایی را بر عهده دارند که اساسا" بر فعالیتهای منطقه ای اثر می گذارند مانند برنامه ریزی مرکز روستایی و توسعه روستایی بطور کلی (مهندسان مشاور DHV ، 1371 ). شرایط مؤفقیت برنامه های روستا در زیر ذکر شده است :
در توسعه روستایی ، توانمند سازی جامعه و انجام برنامه ریزی های عملیاتی[3] توسعه به روش مشارکتی که امکان تحقق آن به صورت یکپارچه در سطوح محلی[4] همچون روستا ، دهستان و بخش بیشتر فراهم می باشد از جایگاه ویژه ای برخوردار است که در چارچوب رویکرد توسعه یکپارچه و محلی بعنوان رویکرد و انتخابی راهبردی در توسعه روستایی میتواند محقق شود (بهزادنسب ، 1382). چالش های سامان دهی مناطق روستایی در ایران ساماندهی روستایی با رویکرد همه جانبه و جامع گامی در فرایند برنامه ریزی و توسعه نواحی روستایی به ویژه در سطح محلی است با توجه به نبود سطح محلی در نظام برنامه ریزی کشور طرحهای ساماندهی می توانند به عنوان طرحهای جامع توسعه روستایی در سطح محلی این خلأ را پر کنند در واقع اگر طرحهای ساماندهی روستایی بتوانند به عنوان چارچوب برنامه ریزی در سطح محلی ایفای نقش کنند و تعادل مناسبی را با طرحهای بالادست و فرودست خود داشته باشند نقش مؤثری در فرایند برنامه ریزی توسعه نواحی روستایی کشور خواهند داشت (رضوانی ، 1383 ). سطوح ساماندهی فضاها و مراکز روستایی به شرح زیر سطح بندی می شود : الف – حوزه روستایی؛ اجتماعی از چند آبادی هم جوار و مرتبط در قلمرو جغرافیایی و فرهنگی همگن با عملکردهای نسبتا" همسان است که یک کانون جمعیتی برتر را شامل می شود و جمعیت ان تا 5 هزار نفر می رسد ، قابل ذکر است که مناطق روستایی کشور حدودا" شامل 8000 حوزه روستایی می باشد . ب – مجموعه روستایی ؛ تجمعی از چند حوزه روستایی است که به دلایلی به هم پیوسته یا وابسته اند و حوزه نفوذ کنونی یا آتی یک مرکز برتر روستایی را تشکیل می دهند و جمعیتی حداکثر تا 12 هزار نفر راغ در بر می گیرند . در کل مناطق روستایی کشور ، حدودا" 2500 مجموعه روستایی پیش بینی می شود . پ - منظومه روستایی ؛ از تجمع چند مجموعه روستایی شکل می گیرد و شامل وسیع ترین قلمرو جغرافیایی برای عملکرد یکپارچه و پوشش خدماتی در محیط روستایی است که با مرکزیت حد اقل یک کانون شهری و یا روستایی بزرگ شکل گرفته است . جمعیت منظومه روستایی با توجه به شرایط مختلف ، بدون احتساب جمعیت شهری و مرکز منظومه بین 20 تا 40 هزار نفر می باشد .عرصه های روستایی کشور حدودا" شامل 800 منظومه روستایی می باشد (عظیمی ،الف 1382). از منظر سامان دهی روستایی برنامه ریزی برای روستا با دو چالش عمده روبروست ،یکی پراکندگی نامناسب روستایی در سراسر کشور است که تعداد روستاها در جنوب و جنوب شرقی ایران ،اندک و لی در نقاط شمالی تعداد روستاها زیاد است . دیگری توزیع نامناسب جمعیت در نقاط روستایی است ،تعداد جمعیت در بعضی از روستاها 4000 نفر ودر بعضی نقاط زیر 40نفر است . توزیع نامناسب جمعیت برنامه ریزی را دچار مشکل کرده است و نا گزیر هستیم به ساماندهی روستاها بپردازیم تا در قالب یک طرح ساماندهی روستا ، مدیریت و ارایه خدمات را در سطح کشور سازماندهی کنیم . بنابر این پیش نیاز تدوین برنامه توسعه روستایی داشتن یک طرح ساماندهی روستایی برای مناطق مختلف است تا مشخص شود که آیا روستا برای ارایه خدمات آستانه جمعیتی را دارد ؟ و آیا ارایه خدمات از نظر اقتصادی توجیه پذیر است ؟ یک راه حل تجمیع روستاها است ولی در قبل از انقلاب و بعد از انقلاب ، بدون استثنا تمام روستاها که تجمیع شده بودند به حالت اولیه برگشتند . دلایل پراکندگی دوباره روستا بخشی اقتصادی و بخشی اجتماعی – فرهنگی است ،حتی در روستاهای تجمیع طرح هادی را اجرا کردند ولی عملا"طرح تجمیع جواب نداد . باید دنبال الگوهای که اشکالات الگوی تجمیع را نداشته باشد باشیم . در هر منطقه به شناسایی روستاهای مرکزی بپردازیم و حوزه نفوذ آنها را مشخص کنیم و خدمات رسانی را بصورت سلسله مراتبی داشته باشیم (کلانتری ، 1384 ). دو هدف مشخص در الگوی سطح بندی مراکز روستایی وجود دارد ، نخستین هدف ، تعیین سطوح سه گانه روستایی و مراکز آنهاست و دومین هدف نحوه تجهیز مراکز روستایی به خدمات مورد نیاز است که برای این کار باید ضوابط و استانداردها از جمله آستانه های جمعیتی ، فواصل دسترسی به خدمات و نوع خدمات مورد نیاز هر مرکز باید بطور دقیق مشخص گردد(عظیمی ،الف 1382 ). در کل وجود چالش های زیر ، برنامه های توسعه روستایی و برنامه ریزی تحقق توسعه پایدار روستایی را با توجه به ساختارهای اجتماعی - اقتصادی ، نهادی –مدیریتی و مکانی –فضایی موجود دچار مشکل ساخته است : چالش های اقتصادی – اجتماعی : ü پراکندگی شدید نقاط جمعیتی روستایی ، تعدد مراکز جمعیتی ،کوچک بودن و ناپایداری بسیاری از آنها ü عدم وجود ساختارهای مشارکتی (سازمانهای غیر دولتی ) توانا و تحرک بخش به جوامع روستایی ü نامناسب بودن وضع مالکیت ارضی و نظام بهره برداری کشاورزی ü عدم انسجام اجتماعی بین تولید کنندگان خرد روستایی ü روابط نا متعادل شهر و روستا و در نتیجه توسعه نیافتگی جامعه روستایی ü کمبود سازمانها و نهادهای مردمی برای مشارکت در توسعه روستایی ü دشواری نگهداری جمعیت در محیط های روستایی بدلیل مشکلات اقتصادی و اجتماعی ü شهرگرایی روستائیان که عامل تهدید توسعه روستایی است. موانع نهادی و ساختاری: ü تسلط ساختار بخش نگری (با وجود تاکیدبر جامعیت و فضایی بودن برنامه ها)برکلیت برنامه ها ü عدم ارتباط منسجم و کارا بین سازمانهای اجرایی در جهت رسیدن به اهداف برنامه ü و جود ساختار مدیریتی متمرکز( از بالا به پائین) با وجود پذیرش منطقه ای و استانی کردن برنامه ها ü وجود ساختار فضایی متمرکز درنظام مکانی-فضایی کشورو اهمیت کانونهای شهری نسبت به سکونتگاههای روستایی ü عدم اعتقاد بعضی از تصمیم گیران و تصمیم سازان در ساختار برنامه ریزی کشور به امر توسعه روستایی ü فقدان برنامه جامع توسعه روستایی ü عدم وجود هماهنگی بین سازمانها و مراکز مسوول توسعه روستایی و تداخل وظایف آنها با یکدیگر ü نابسامانی در مدیریت سرزمین و کاربری اراضی ü نبود برنامه های دراز مدت و کاربردی برای سازماندهی سنجیده مراکز و فضاهای روستایی کشور ü عدم وجود جایگاه مشخص قانونی در زمینه برنامه ریزی روستایی کشور ü فقدان الگو و مدل مشخص برای توسعه روستایی ü ناقص بودن سطوح برنامه ریزی در کشور بصورت نداشتن برنامه ریزی در سطح محلی با عدم تفکیک دقیق مسوولیتهای برنامه ریزی در سطوح ملی ، منطقه ای و محلی برنامه ریزی در جهت شناسایی روستاهای مرکزی برای ارائه خدمات مناسب و مورد نیاز ، ایجاد مشاغل غیر زراعی وتوسعه صنایع روستایی ، یکپارچه سازی اراضی کشاورزی ، کاهش مهاجرت روستاییان ،توسعه منابع انسانی و ...می تواند چالشهای موجود در توسعه روستایی را تا حدی حل نماید. نکات قابل توجه برنامه ریزان در فرایند برنامه ریزی توسعه روستایی
نتیجه گیری و پیشنهادها در کلیه کشورهای در حال توسعه تکنولوژی یا فنون روستایی واقعا" عقب افتاده است که دلیل عمده آن می تواند منزوی بودن مناطق روستایی از مراکز شهری و کشاورزی از صنعت باشد هنگام آن فرا رسیده است که گرایش های دو گانگی از برنامه ریزی توسعه حذف شوند ، گرایش هایی که شهر (ی) را در مقابل روستا (یی) و صنعت را در مقابل کشاورزی قرار می دهد در عوض باید گرایش به قرار دادن شهر در کنار روستا و صنعت در کنار کشاورزی و بطور کلی هماهنگی این عناصر در برنامه ریزی توسعه ملحوظ نظر باشد . باید سعی شود موانع موجود بر سر راه هماهنگی ، جامع بینی و در کنار هم قرار دادن عناصر فوق الذکر شناسایی شوند و نیاز کنونی پیشبرد ، بهبود و ارتقای فنی فعالیتهای روستایی است که در زمینه های غیرزراعی ایجاد اشتغال کند بنابراین نیاز فزاینده ای به برنا مه ریزی منطقه ای در جهت ائتلاف مناطق شهری و روستایی و نوسازی فنی و اصلاح کلی آنها حس می شود. برنامه ریزی در جهت شناسایی روستاهای مرکزی برای ارائه خدمات مناسب و مورد نیاز ، ایجاد مشاغل غیر زراعی وتوسعه صنایع روستایی ، یکپارچه سازی اراضی کشاورزی ، کاهش مهاجرت روستاییان ،توسعه منابع انسانی و ...می تواند چالشهای موجود در توسعه روستایی را تا حدی حل نماید. بدلیل وجود تنگناهایی در توسعه روستایی ایران و برنامه ریزی آن باید در جهت اقدامات زیر گام برداشته شود : · بدلیل عملی نشدن طرح تجمیع در ایران باید روستاهای مرکزی جهت ارائه خدمات بهتر شناسایی شود . · تعادل مناسب در سیستم فضایی مناطق برای توزیع عادلانه حد اقل امکانات و خدمات ضروری برای آحاد روستائیان ایجاد شود . · در مورد روستا های خیلی کوچک ، در راستای توسعه انسانی و خدمات رسانی نباید فقط از دید صرفا" اقتصادی نگریسته شود . · در جهت تلفیق صنایع روستایی در چهار چوب برنامه ریزی ملی سراسری تلاش شود و اقداماتی در جهت تشویق صنایع جدید و کوچک مقیاس در روستا صورت گیرد . · مشارکت تعاملی روستائیان در طرح ،برنامه ریزی ،اجرا و ارزشیابی برنامه ها جهت عملی شدن و مؤفقیت آمیز بودن آنها ضروری است . · نیاز سنجی افراد منطقه مورد نظر قبل از برنامه ریزی امری اجتناب ناپذیر باید باشد .
|
|
۱۳۸٩/۱٢/۱۳ - | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| کاشت بادام |
سلام سری دوم یارانه ها رو هم به حساب ملت ریختن و مردم می تونن خرید شب عیدشون رو انجام بدن و کلی هم خوش به حالشون شده . این دفاعیه ها هم تموم شد . نکته جالب توجه در این دفاعیه ها این بود که اینقدر وارد جزئیات شده بودن که مفهوم اصلی مطلب رو فراموش کرده بودن . برای مثال دانشجوی که روی توسعه بیمه گندم تحقیق کرده بود در فرمول از تنوع کشت استفاده کرده بود که من یکی نفهمیدم به چه دردی می خوره و بقیه پایان نامه ها هم مثل همین . داورها هم اکثرا به نحوه نگارش و منبع نویسی و شکل و شمایل پایان نامه ایراد می گرفتن تا مفهوم اصلی . به نظر من پایان نامه باید خیلی ساده و روشن باشه و یک خواننده معمولی هم بتونه با خواندن اون به درک درستی از موضوع برسه نه اینکه در پایان داور بگه منم چیزی متوجه نشدم . بگذریم بحث اصلی ما این موضوعات نیست بلکه بعضی از دوستان در رابطه با نحوه کاشت بادام سوال کرده بودن که در این رابطه مطلب می نویسم . در ابتدا باید بگم بادام اصولا بومی مناطق نیمه گرمسیری می باشد و نسبت به کم آبی مقاومت زیادی دارد ولی در کشور ما اغلب در مناطق سردسیری کشت می شود چون خود درخت بادام به سرما مقاومت زیادی دارد ، در صورتی که شکوفه های بادام نسبت به سرما بسیار حساس هستند البته نه اینکه شکوفه دیگر درختان میوه نسبت به سرما مقاوم باشند بلکه حساسیت شکوفه بستگی به زمان گلدهی دارد . از آنجاییکه درخت بادام جزو اولین درختانی است که در بهار شکوفه می دهد بنابراین احتمال سرمازدگی آن بسیار است بنابراین از ارقام دیر گل استفاده می شود . به دو طریق می توان ارقام دیر گل پرورش داد . اول با افزایش نیاز سرمایی و دوم با افزایش نیاز گرمایی . از انجاییکه در کشورما بادام در مناطق سردسیر کشت می شود نیاز سرمایی گیاه به طور کامل مرتفع می گردد پس نمی توان با افزایش نیاز سرمایی ارقام دیر گل پرورش داد بنابراین بر روی نیاز گرمایی فعالیت می کنند و با افزایش نیاز گرمایی گیاه ارقام دیر گل پرورش می دهند که متاسفانه بر روی ارقام ایرانی کار زیادی صورت نگرفته . حال به ارائه تجربیات خود در زمینه کاشت و نحوه آبیاری و هرس درختان بادام می پردازم . برای کاشت درخت بادام هیچگاه از نهال استفاده نکنید بلکه ارقام بومی را به صورت هسته بادام در اواسط پاییز پس از شخم زمین در عمق 10 سانتی متری کشت کنید . چنانچه رقم خاصی مورد نظرتان بود می توانید در سال دوم آن را بر روی پایه ها پیوند بزنید . برخی از باغداران فکر می کنند با کاشتن نهال زودتر به نتیجه می رسند که البته این طرز فکر در مورد درختانی مثل سیب صحیح می باشد . درخت بادام به خودی خود زودبارده بوده و نیازی به استفاده از نهال ندارد. در ضمن استفاده از نهال باعث تاخیر در رشد گیاه به خصوص در سال اول می گردد . درخت بادام در صورت رسیدگی در سال سوم به گل رفته و در سال چهارم محصول می دهد که البته زیاد نمی باشد . برای مقابله با زود گلدهی درخت بادام بهترین شیوه برای کسانی که ارقام زود گلده کاشته اند استفاده از آبیاری و هرس می باشد . تا آنجا که می توانید از کاهش قطع آبیاری در اواخر تابستان و اوایل پاییز خودداری کنید آبیاری در اواخر تابستان و اوایل پاییز باعث می شود که در بهار سال بعد گلدهی به تاخیر بیافتد . در مورد درخت بادام هرس در سالهای ابتدایی و ان هم به صورت هرس شکل دهی انجام می گیرد و پس از محصول دهی تنها به حذف شاخه های خشکیده بسنده می کنند و دلیل آن هم این است که شاخه های یکساله نسبت به شاخه های چند ساله محصول کمتری می دهد ولی با توجه به اینکه برای تولید محصول اقتصادی تنها به 10 درصد گلها نیاز هست بنابراین می تواند با هرس در سالهای بعد از باردهی گیاه را وادار به تولید شاخه های جوان کرد . مزیت شاخه های جوان این است که در بهار چند روزی دیرتر نسبت به شاخه های مسن شکوفه می دهند . این دو عملیات یعنی قطع دیرهنگام آبیاری در پاییز و هرس هر ساله باعث می شود که درخت 10-15 روز دیر تر به شکوفه بنشیند که همین امر باعث می شود از سرمازدگی بهاره در امان باشد . |
|
۱۳۸٩/۱٢/۱ - | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| برگشتن من |
سلام خدمت دوستان عزیز. من بعد از یکسال و چند ماه دوباره برگشتم .الان دانشجوی کارشناسی ارشد هستم . برایا ولین مطلب هم می خوام به بررسی اوضاع اقتصادی ایران طی یکسال آینده بپردازم . همین طور که می دونید آقای احمدی نژاد بالاخره یارانه ها رو هدفمند کرد ، کاری که قبلی ها نتونسته بودن یا نخواسته بودن یا جرات نکرده بودن یا ... خلاصه هر فرد ایرانی در ماه مبلغ 49 هزار تومان بابت هدفمند سای یارانه ها دریافت می کنه که البته ما کاری به مقدار این پول نداریم اصلا ما کاری به هدفمند سازی یارانه ها نداریم .ما فقط می خواهیم بدانیم اوضاع اقتصادی ایران یکسال بعد چگونه خواهد بود . اولین بحثی که در سال جدید پیش خواهد اومد یعنی اربیهشتماه ارزان شدن مسکن و اجاره ها خواهد بود ( این حرفی هست که خود احمدی نژاد زده ) و با توجه به اینکه این فرد هر رحفی رو بزنه عملی می کنه مطمئن باشید اردیبهشماه سال بعد قیمت مسکن نرخ نزولی خودش رو شروع می کنه . حالا فکر می کنید چه جوری ؟ خیلی راحت با قرار دادن مالیات برای خانه های خالی. همانطور که خودتون می دونید ما توی ایران کمبود مسکن نداریم ، بلکه مسکن خالی هم کلی داریم ولی ازا ونجا که این تعداد مسکن خالی دست یک افراد خاصی هستن که نه به قیمت منصفانه حاضر به فروش هستن و نه اجاره می دن قیمت مسکن و اجاره ها همچنان بالا مونده و ما اجرای این قانون مجبور میشن خونه خالی ها رو اجاره بدن . البته اینا حدس هایی هست که من می زنم . لطفا مثل بعضی از این اساتید محترم دنبال منبع موثق نباشید . برای شروع سال جاری هم خیلی ها حرف از تورم می زنن .باید به این دوستان هم بگم بی خودی دلتون رو خوش نکنید . فعلا خبری از تورم نیست. ولی می تونم یه خبر خوش به اونهایی که دوست دارن قیمتها مدام بره بالا بدم. قیمتها می ره بالا ولی نه بعد از عید بلکه بعد از زمستون سال بعد یعنی تقریبا عید سال بعد. حالا از خودتون می پرسید این از کجا می دونه . خب الان بهتون می گم بازه م بر مبنای حدس و گمان ( اینو گفتم که دنبال منبع موثق نباشید ) اما دلیل من : دولت در حال حاضر بدجوری دچار کمبود نقدینگی شده و برای جبران این کمبود اقدام به فروش اوراق قرضه و مشارکت کرده لابد خودتون تبلیغات تلویزیون رو دیدن که چقدر داره تبلیغ می کنه. وقتی این حالت پیش میاد که دولت با کمبود نقدینگی مواجه بشه یا بخواد نقدینگی رو از سطح جامعه جمع آوری کنه تا تورم ایجاد نشه . تا اونجا که من می دونم نقدینگی چندانی دست مردم وجود نداره که بخواد تورم ایجاد کنه و همه به بانک های محترم مقروض هستند . خب وقتی این اوراق مشارکت و قرضه عرضه شد یکسال بعد باید با سودش پس داده بشه اونوقت هست که از یه طرف حجم نقدینگی دست مردم زیاد میشه از طرفی همسودشون رو دریافت می کنن و اون موقع هست که قیمتها سیر صعودی به خودش میگیره مگر اینکه دولت عزیز یه فکر جدیدی بکنه که اون هم از آقای احمدی نژاد بعید نیست . راستی این پزشکهای عمومی و متخصص ها جدیدا به کم بودن نرخ ویزیتشون اعتراض نکردن ؟ ولی خداییش برای یه متخصص که 10 سال زحمت کشیده و از مخ مایع ( مایه ) گذاشته حیف نیست برای هر ویزیت 13800 تومن بگیره ؟ خب این بیچاره حق داره برای اینکه کار بیمار راحت بشه این حق ویزیت رو گرد کنه و 20000 تومن بگیره . اینجوری بیمار هم برای پیدا کردن پول خرد الاف نمیشه . تازه برای خوندنآزمایشات هم 2 برابر حق ویزیت می گیره .تازه بازم کمه چون این متخصصین عزیز باید سختی کار هم بگیرن چون اولا با افراد بیمار سر و کار دارن دوما هرکدومشون با چند تا منشی خانم سر و کار دارن.نه خداییش شما بگین 20000 تومن برای 5 دقیقه کم نیست ؟ خب فعلا کافیه چون خیلی وقت بود که ننوشته بودم . |
|
۱۳۸٩/۱۱/۱۱ - | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| قانون علت و معلولی |
سلام خدمت خوانندگان عزیز . امروز می خواهم در مورد چند قانون ساده که مطمئن هستم همه تون از اون آگاه هستین صحبت کنیم . قوانینی که پایه و اساس جهان هستی هستن و در تمام سطوح کلاسی به ما تدریس شدن و من فقط قصد مرور آنها را دارم . اولین قانون قانون علت معلولی هست . هر معلولی علتی دارد و علتی که خود معلول نباشد خداوند است . می توان این قانون را در تمام زمینه ها تعمیم داد . به عنوان مثال هر جرمی مجرمی دارد . پس وقتی جرمی اتفاق می افتد حتما کسی این جرم را انجام داده است . انسان موجودی مختار است و مسئولیت کارهایی که انجام می دهد بر عهده اش است . در غیر این صورت بهشت و جهنم نمی توانست توجیهی داشته باشد . قانون پارادوکس می گوید هیچ گاه دو عامل متضاد نمی تواند همزمان رخ دهد . به عنوان مثال در آن واحد یک لامپ نمی تواند هم روشن باشد و هم خاموش . حالا برای درک بهتر این قوانین مثال های ملموسی می اوریم تا خوانندگان بهتر با کاربرد این قوانین آشنا بشن . آقای احمدی نزاد می گوید که مدرک همسر میرحسین موسوی تقلبی است . آقای موسوی این ادعا را رد می کند . در حالت اول اگر گفته آقای احمدی نزاد صحت داشته باشد جرم جعل اسناد صورت گرفته که در قانون حکم آن چه برای کسی که استفاده می کند و چه برای جاعل آن مشخص شده است . در حالت دوم اگر گفته آقای موسوی صحیح باشد جرم تهمت زدن در ملا عام رخ داده است که مجرم باید طبق قوانین مجازات شود . از قانون پارادوکس استفاده می کنیم و با اطمینان می گوییم در آن واحد امکان جعلی بودن و نبودن مدرک نمی تواند رخ داده باشد . پس یا مدرک جعلی است که که باید همسر میر حسین موسوی مجازات شود ، یا دکتر محمود احمدی نژاد تهمت زده است و باید مجازات شود . مثال بعدی در مورد اغتشاش گرانی است که در اتفاقات اخیر دستگیر شده اند . آقای عطریان فر و ابطحی و .. که به گفته خودشان از کرده خود پشیمان شده اند و به گفته خودشان چون از چهره شناخته شده هستند دیگر زیر حرف خود نمی زنند و همانند دانشجویانی که تنها چند نفر از خانواده و دوستان آنها را می شناسند نباید مجازات شوند . در حقیقت طبق قوانین مجازات های اسلامی هر چقدر شخص مجرم شناخته شده تر باشند مسئولیت بیشتر دارند و با توجه به مسئولیتشان باید مجازات تشدید شود . مثال بعدی آمر و عامل جرم است . که برای هر دو در قوانین ما مجازات هایی در نظر گرفته شده است . در اغتشاشات اخیر عده ایی با ریختن به خیابان ها و صدمه زدن به اموال دولتی و خصوصی باعث نارضایتی مردم شدن که خوشبختانه با هوشیاری نهاد مربوطه این اغتشاش گران دستگیر شدن ولی نباید از خود بپرسیم این افراد از چه رو باعث اغتشاش شدن ؟ مگر نه اینکه آقای موسوی و کروبی جزو افراد فیلتر شده و مورد تایید بوده اند ؟ چرا از بین 400 کاندیدا تنها 4 نفر برای ریاست جمهوری مهر تایید گرفتن ؟ وقتی نهاد مربوطه که صلاحیت کادیدا ها را تایید می کند نتواند تشخیص دهد آقای موسوی و کروبی علیه نظام هستند مردم عادی چگونه می توانند تشخیص دهند ؟ وقتی اغتشاش گران به دلیل ضربه زدن به اموال عمومی محاکمه می شوند آقای موسوی و کروبی به دلیل ضربه زدن به نظام و اسلام چرا از محاکمه مبرا هستند ؟ مگر نه اینکه قانون برای همه یکسان است ؟ مگه نه اینکه دین ما اسلام و الگوی ما حضرت علی است ؟ پس چرا فقط عده ایی محاکمه می شوند و بقیه مبرا هستند ؟
|
|
۱۳۸۸/٦/٢ - | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| اقتصاد ایران و سیاست |
با سلام خدمت خوانندگان عزیز . بالاخره انتخابات دهم انجام شد و آقای احمدی نژاد رئیس جمهور شدند و اکنون نیز اوضاع بعد از مدتی اغتشاش تا حدود زیادی آرام شده است . حال می خواهیم به اوضاع اقتصادی ایران بپردازیم . لازم به یاد اوری است که این مقاله هیچگونه گرایش سیاسی نداشته و تنها از بعد اقتصادی حوادث اخیر را مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهد و هیچگونه وابستگی به کشورهای غربی یا شرقی ندارد . همانطور که در مقاله های قبلی نیز پیش بینی کرده بودیم اقتصاد جهان به سمت رکود پیش رفت به نحوی که اغلب کشورهای جهان دچار رکود اقتصادی بی سابقه ایی شدند . البته در این میان ایران به دلیل تحریم اقتصادی و سیستم بسته آن کمتر دچار این رکود اقتصادی شده است ( به گفته صاحب نظران ) . رکود اقتصادی که از آمریکا شروع شده بود همانند یک موج سونامی عمل کرد . آمریکا که در کانون این سونامی قرار داشت اولین کشوری بود که دچار رکود اقتصادی اشت و البته همانطور که می دانید موج سونامی هر چه از کانون ایجاد آن فاصله بگیرد قویتر می شود . رکود اقتصادی هم هر چه دیرتر به کشورهای دیگر می رسید با شدت بیشتری به اقتصاد آن کشور لطمه می زد و عوارض ناشی از این سونامی بیشتر می شد . سیستم اقتصادی بسته ایران و همچنین تحریم اقتصادی همانند یک موج شکن عمل می کند . یا این رکود اقتصادی نمیتوانست از این موج شکن عبور کند و لطمه ای به اقتصاد ایران بزند و یا اگر عبور می کرد این موج شکن همانند یک سکوی تقویت برای سونامی اقتصادی عملکرده و اقتصاد ایران را با شدت بیشتری دچار رکود می کرد . دولت نهم سعی زیادی کرد که از این سونامی اقتصادی نجات پیدا کند ولی متاسفانه آنچنان که باید نتوانست . در واقع ایران هم اکنون در یک رکود اقتصادی بی سابقه به سر می برد . ولی متاسفانه دولتمردان ایران به جای اینکه راه حلی برای خروج از این بحران بیندیشند سعی کرده اند صورت مسئله را پاک کنند . برای مثال با تغییر در تعریف شاغلین آمار بیکاری را کاهش داده اند در صورتی که می توان با جرات گفت 50 درصد ایرانیان بالای 15 سال بیکار هستند . متاسفانه در تعریف اقتصاد ایران به هر کسی که در هفته یک ساعت فعالیت اقتصادی انجام دهد شاغل گفته می شود . تعریف شاغل از نظر نویسنده مقاله : شاغل به کسی گفته می شود که فعالیت مستمر اقتصادی انجام می دهد و چنانچه به هر دلیل دیگر نتواند فعالیتش را ادامه دهد تا مادامی که زنده است بتواند مخارج زندگی خود و خانواده اش را تامین نماید . با این تعریف می بینیم که شاید در خوش بینانه ترین حالت بتوان گفت که 30 درصد در ایران شاغل هستند . حال سوال بعدی که مطرح می شود این است که آیا این انتخابات و اوضاع و احوال بعد از انتخابات در اقتصاد تاثیر گذار بوده است ؟ و در چه جهتی ؟ همانطور که پیش بینی کرده بودیم آقای احمدی نژاد با حداکثر آرا انتخاب شدن ولی چرا آقای موسوی اعتقاد به تقلب در انتخابات دارند ؟ خود آقای موسوی هم به وضوح می دانند که هیچگونه تقلبی در انتخابات صورت نگرفته است و تمام اینها جنگ زرگری می باشد که سیاستمدران ایران برای رهایی از بحران اقتصادی به راه انداخته اند . قبل از انتخابات اقتصاد ایران به چنان بحرانی رسیده بود که ممکن بود مردم دست به اقدام بزنند . به همین خاطر آقای موسوی کاندید ریاست جمهوری شدند . آقای موسوی که بعد از پایان نخست وزیری در سال 68 دیگر سمتی در کارهای اجرایی کشور نداشت به یکباره خود را سینه سوخته ملت معرفی کرد و با تبلیغات زیادی پا به میدان گذاشت . این بار نیز نقشه سیاستمدران زیرک ایران جواب داد و مردم با حضور بی سابقه خود پای صندوقهای رای در واقع مهر تاییدی بر عملکرد این نظام زدند . در واقع با آوردن آقای موسوی به صحنه رقابت با یک تیر چند نشان زده شد . از طرفی مردمی که تا حالا در انتخابات شرکت نمی کردند با گمان اینکه آقای موسوی جدای از این نظام است به پای صندوق رفتند و از طرفی هم اقشار دیگر مردم که از سهام عدالت و دیگر مزایای دولت نهم نفع می برند با قدرت در پای صندق های رای حاضر شدند . و اما چرا آقای موسوی بعد از شمارش ارا نتایج را قبول نداشت ؟ این یک سناریوی از پیش نوشته شده بود تا سرپوشی برای اوضاع نابسامان اقتصادی ایران باشد . شاید به نظر شما خواننده عزیز کمی مضحک باشد ولی هر وقت اوضاع اقتصادی ایران متزلزل نشان داده است سیاستمداران با منحرف کردن فکر مردم به موضاعات دیگر موفق شده اند این بحران را پشت سر بگذارند . از طرفی با سیستم انگلیسی تفرقه بینداز و حکومت کن استفاده کردن و با ایجاد دو دسته گی در بین مردم توانستند از اتحاد مردم که ممکن بود برای نظام خطرناک باشد جلوگیری کردند . همانطور که از اضواع بر میاد بعد از چند مدتی اوضاع آرام خواهد شد و دو طرف مدعی ریاست جمهوری با صلح و صفا در کنار هم به کار مشغول خواهند بود و تنها این مردم هستند که از هم کینه به دل گرفته و نمی توانند با هم متحد باشند . حال می رسیم به پیش بینی اوضاع اقتصادی ایران در ماههای آینده . اگر چه به دلیل رکود در بخش مسکن و خودرو قیمت این گونه کالا افزایش پیدا نکرده است ولی اکثر اقلام مصرفی در ایران با افزایش چشمگیری داشته است برای مثال انواع میوه . البته اگر از کشاورز بپرسیم او خواهد گفت که میوه به قیمت ناچیزی از او خریداری می شود و صد البته درست هم می گوید . پس چرا میوه که شاید در مزرعه کیلویی 100 تومان خریداری شده به دست مصرف کننده با قیمت بسیار بالایی می رسد ؟ موضوع را با یک مثال بسیار ساده و قابل درک روشن می کنیم . فرض کنید یک شهر وجود دارد به همراه 100 خانوار و در این شهر فقط یک سوپرمارکت وجود دارد و همه مردم شهر از این سوپرمارکت خرید می کنند . برای مثال هزینه زندگی در این شهر برای هر خانوار 20000 تومان برای هر روز می باشد . اگر فرض کنیم هر خانوار در روز 5000 تومان از این سوپرمارکت خرید می کند فروش این سوپرمارکت در روز 500000 تومان می شود که با توجه به هزینه 20000 تومانی زندگی در این شهر با 4 درصد سود این سوپرمارکت اجناس را به مردم عرضه می کند . حال اگر تعداد سوپرمارکتها به 10 عدد برسد تنها 90 خانوار هستند که از این تعداد سوپرمارکت خرید می کنند که به طور متوسط می شود 9 خانوار برای هر سوپرمارکت یعنی 45000 تومان فروش در روز . یعنی هر سوپرمارکت برای تامین مخارج زندگی خود لازم است 44 درصد در اجناس خود سود ببرد . با این مثال ساده خیلی راحت می توان نشان داد که مشکل اقتصاد ایران کجاست . بله به دلیل نبود زیر ساختهای اقتصادی مناسب مردم به ناچار به شغلهای کاذب روی اورده اند و برای تامین مخارج زندگی خود ناچار هستند درصد سود را بسیار بالاتر بگیرند که این عامل موجب می شود اجناس با قیمتی چند برابر قیمت تولید به دست مصرف کننده برسد . در ماههای آینده اوضاع ایران از نظر سیاسی آرام خواهد شد ولی از نظر اقتصادی شاهد افزایش قیمت در کالاهای مصرفی به خصوص در زمینه کتاب و لوازم التحریر ( در ابتدای پاییز ) و به طبع آن افزایش در اقلام خوراکی خواهیم بود . ( البته در قسمت پوشاک به لطف وجود شرکتهای چینی افزایش چندانی نخواهیم داشت ) . در قسمت خودرو نیز تا حدی قیمتها ثابت خواهد بود . البته شرکتهای خودرو سازی با حمایتی که دولت از آنها می کند خوب می دانند قیمتها را چگونه افزایش دهند . در قسمت مسکن تغییر چندانی صورت نخواهد گرفت و مردم همچنان به بازسازی خانه های خود و افزودن طبقات ان خواهند پرداخت . ولی متاسفانه طبعات این رکود اقتصادی اثر خود را در دراز مدت خواهد گذاشت به نحوی که طی 4 سال آینده فقر و بیکاری افزایش خواهد یافت حتی اگر آمارها بگویند که بیکاری و فقر به صفر رسیده است .
|
|
۱۳۸۸/٤/۸ - | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| نتایج انتخابات 22 خرداد |
سلام خدمتان خوانندگان عزیز همونطور که در مقاله رئیس جمهور بعدی ایران پیش بینی کرده بودیم آقای احمدی نژاد با آرای بیش از 60 درصد رئیس جمهور دهم ایران شد . البته این درصدی که من پیش بینی کرده بودم مربوط میشه به چند ماه قبل و زمانی که حتی مشخص نبود چه کسانی کاندید می شوند . خیلی از خوانندگان می پرسیدند که از کجا با اطمینان این حرف رو می زنم ؟ منم قول داده بودم بعد از اعلام نتایج در صورت درست بودن پیش بینی جواب سوالشون رو بدم . البته این موضوع رو در یک مقاله مفصل شرح خواهم داد . فقط از کسانی که شرط رو باختن تقاضا دارم لطف کنن و خودشون دین شان رو ادا کنند . |
|
۱۳۸۸/۳/۱۱ - | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| رکود اقتصادی |
اقتصاد متزلزل ایران همونطور که مشخص بود رکود اقتصادی جهان گریبانگیر ایران نیز شد . البته به دلیل بسته بودن سیستم اقتصادی ایران این امر دیرتر اتفاق افتاد که البته طبعات آن نیز شدیدتر خواهد بود . قیمتهای جهانی به دلیل رکود و کاهش تقاضا به شدت افت کرده است در صورتی که در ایران هنوز افت قیمتی را به جز در مورد چند کالا مشاهده نشده است . در سال پیش که قیمت جاهنی نفت به طور ناگهانی افزایش یافت کاملا مشخص بود که اقتصاد جهان به سمت رکود پیش می رود چون سرمایه داران سرمایه های خود را از بخش صنعت بیرون آورده و در بخش نفت به جریان انداخته بودن و هنگامی که نفت به اوج قیمت خود رسید و رکوردهای غیر قابل باوری بر جای گذاشت به یکباره افت کرده و در پی آن قیمت دیگر کالا ها نیز به شدت افت نمود . که البته اقتصاد ایران فقط افزایش قیمتها را شاهد بود . حال می خواهیم اوضاع اقتصادی ایران را در سال آینده پیش بینی نماییم . ابتدا در مورد بودجه سال 88 صحبت می کنیم . تا چند روز دیگر مجلس در مورد بودجه سال آینده مشغول به کار خواهد شد . دولت نهم قول داده است که حقوق کارمندان را در سال آینده تا بیست درصد افزایش دهد که البته این افزایش بیشتر در جهت تبلیغات برای ریاست جمهوری آتی است و گر نه چه دلیلی دارد در چنین رکود اقتصادی حقوق ها افزایش یابد . کسی که می خواهد در خلاف جهت جریان آب شنا کند محکوم به فناست . دولت نهم در این گونه موارد باید حقوق ها را کاهش دهد تا بتواند کسری بودجه سال آینده را جبران کند که البته هیچگاه اطلاعات شفافی در مورد بودجه به مردم اعلام نخواهد شد . در خارج ار مرزهای ایران قیمتها به شدت کاهش پیدا کرده در صورتی که در داخل ایران همچنان قیمت ها بالا می باشد که این امر نوعی مشوق برای قاچاق کالا می باشد . اختلاف قیمت در خارج و داخل مرزها همیشه عامل اصلی قاچاق کالا بوده است . در حال حاضر نیز چنانچه دولت هر چه زودتر اقدام به کاهش قیمتها نکند مردم به شمت قاچاق کالا روی خواهند آورد . کار معقولانه در این شرایط این است که دولت خود اقدام به واردات کالا نماید و عواید حاصل از این واردات را به صورت سوبسید به تولید کنندگان داخلی بدهد تا کالاهای داخلی نیز با قیمت پایین در بازار عرضه شود . که این امر هم از قاچاق کالا جلوگیری می کند و هم چرخ اقتصادی ایران را به حرکت در می آورد . اگر تصمیم عاقلانه ایی برای سال آتی گرفته نشود اکثر کارگاههای تولیدی یکی پس از دیگری تعطیل خواهند شد و پس از ان نوبت به شرکتهای بزرگ از جمله شرکتهای خودرو سازی خواهد رسید . مگر تا کی می توان مردم را با طرح های گوناگون مجبور به خرید خودرو کرد ؟
|
|
۱۳۸٧/۱٢/۱٥ - | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| 10 شیوه برتر برای درس خوندن توی دانشگاه |
خب امروز می خوام براتون جدیدترین شیوه درس خوندن توی دانشگاه رو بگم . این شیوه قبلا آزمایش شده و مورد تایید چندین دانشگاه معتبر از سراسر جهان است و البته صددرصد نتیجه بخش است مخصوصا توی دانشگاههای ایران . 1- همیشه در شروع ترم از اولین جلسه سر کلاسها حاضر بشین ( اینجوری چهره تون توی خاطر استاد میمونه و فکر میکنه شما از اون بچه درسخونا هستین که هر 24 ساعت 23 ساعتش رو در حال درس خوندن هستین ) 2- از نت برداری سر کلاس خودداری کنید ( اینجوری استاد فکر می کنه شما همه مطالب رو بلدین ) 3- هر از چند وقت سعی کنید توی مباحث شرکت کنید ( لازم نیست که راجع به اون مطلب چیزی بدونید فقط کافیه سر کلاس با استاد بحث کنید که استاد فکر کنه شما به مطالب گوش میدین ، حتی لازم نیست که مطالب شما مرتبط با مطالب درس باشه ) 4- در کلاسهایی که باید تمرین حل کنید قبل از اینکه استاد سر کلاس بیاد یکی از تمرین هایی رو که بچه های دیگه حل کردن بگیرید و با اومدن استاد به طور داوطلب برین و اونو حل کنید ( لازم به یادآوری است در این مورد باید همیشه با چند تا از دانشجوهای درسخون روابط دوستانه ایی داشته باشین تا روتون بشه ازشون تمرین بگیرید ) 5- هر وقت نمره پایین گرفتین سعی کنید با لبخند با استاد روبرو بشین ( اینجوری استاد فکر می کنه که نمره برای شما هیچ اهمیتی نداره و با دست و دلبازی بهتون نمره میده ) 6- همیشه با ترم بالایی ها روابط دوستانه برقرار کنید ( چون همیشه نمونه سوال دارن و یا می تونن براتون گیر بیارن ، استادا هم هم همیشه از نمونه سوال ها سال قبل سوال میدن ) 7- سعی کنید از بچه های درسخون جزوه بگیرید ( البته توی اینگونه موارد طوری رفتار کنید که طرف نفهمه شما به جزوه اون نیاز دارین بلکه اینجوری وانمود کنید که می خواین یه نگاهی به جزوه شون بندازین و احیانا اگه اشتباهی داشت براشون رفع کنید ) 8- با واحد تکثیرات دانشکده گرم بگیرین ( همیشه چند تا نمونه سوال دارن که بهتون بدن ) 9- تا اونجایی که می تونید سر جلسه امتحان از تقلب کردن پرهیز کنید ( چون از یه دانشجوی درسخون بعیده که تقلب کنه ، در عوض می تونید از خود استاد جواب سوال رو بپرسید ، مطمئن باشید اگه جواب کامل رو بهتون نگه حتما راهنماییتون می کنه ) 10- هیچوقت به نمره ایی که استاد بهتون داده اعتراض نکنید ( ولی می تونید به جای اعتراض بهانه بیارید که سر جلسه سرتون درد می کرده و یا از این حرفها )
این شیوه ها قبلا مورد آزمایش قرار گرفته و صدرصد جواب میده ، چنانچه جواب نداد مقصر خودتون بودین که نتونستین به خوبی این شیوه ها رو اجرا کنید و نویسنده هیچ مسئولیتی در قبال نمره پایین شما نخواهد داشت . از دوستان عزیزی که شیوه های بهتری بلدن تقاضا می شود در قسمت نظرات بنویسن تا همه دانشجوها بتونن از اون استفاده کنن . |
|
۱۳۸٧/۱۱/۱٥ - | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|
| کشت بادام دیم در همدان به شیوه جدید |
مقدمه از آنجاییکه اکثر روستاهای همدان دارای خاک های سبک و بستر سنگی می باشد ، کشت اغلب درختان و محصولات زراعی در آن غیر ممکن است . از طرفی هم چون میزان بارندگی و پراکنش آن در طی فصول سال نامناسب می باشد کشت دیم راندمان بالایی ندارد . از معدود گیاهانی که می تواند در روستاهای همدان رشد کرده و از طرفی هم صرفه اقتصادی داشته باشد درخت بادام می باشد .درخت بادام از دیرباز در همدان به صورت دیم کشت می شده است . به نحوی که آثار بجا مانده نشان میدهد در ایامی نه چندان دور اغلب روستاهای اطراف همدان دارای درخت زارهای بادام بوده است . روش متداول در روش کشت معمول بادام به صورت دیم از آنجاییکه رشد درخت کند است ، درخت بادام به طور میانگین پس از 10سال به بار می نشیند و از طرفی هم کشاورز برای حفظ رطوبت خاک مجبور است هر ساله زمین را شخم بزند که این امر باعث می شود وقت و انرژی بسیار تلف شود . در شیوه جدید کشت بادام به صورت دیم سعی شده است حداقل انرژی صرف شود و حداکثر محصول نیز به دست آید . شیوه کشت کلشی دیم در این شیوه ابتدا زمین مورد نظر برای کاشت بادام را تا عمق 30-25 سانتی متری به صورت کامل شخم می زنیم .شخم زمین باید در اواخر شهریور و قبل از شروع باراندگی ها باشد .از آنجاییکه در این گونه شخم ها کلوخه تشکیل می شود پس از شخم زدن باید زمین ماله کشی شود تا کلوخه ها درشت خرد شوند البته اینکار نباید به حدی باشد که کلوخه ها بیش از حد ریز شده و مستعد شسته شدن توسط بارانهای بهاری شوند .پس از آماده کردن زمین اقدام به کشت دانه بادام می کنیم .در شیوه کشت دیم بهتر است به جای کاشت نهال بادام ، بذر بادام را کاشت . همزمان با آماده کردن زمین، کاه و کلش را به نحوی در زمین قرار می دهیم که باد نتواند آن را پراکنده کند و از طرفی هم باید هوا به راحتی در آن نفوذ کند . برای این کار می توانیم پس از برداشت محصول گندم کاه آن را جمع آوری کرده و برای جلوگیری از پراکنده شدن توسط باد چند قطعه سنگ بر روی آن بگذاریم .این اقدام برای این است که کلش ها در طی زمستان به میزان لازم آب جذب کرده و مقداری پوسیده شوند . پس از این مرحله تا بهار لازم نیست اقدامی انجام شود . در بهار سال بعد در اواخر اردیبهشت هنگامی که باران های بهاری قطع می شوند اقدام به کلش گذاری در اطراف نهال های جوان می کنیم .در سالهای بعد تنها کاری که باید انجام دهیم این است که مقداری کلش در اواخر اردیبهشت به اطراف نهال اضافه کنیم .
مزایا : 1- کلش اطراف نهال مانند ضربه گیر عمل کرده و مانع از کوبیده شدن زمین توسط بارانهای شدید در بهار می شود. 2- در زمینهای شیب دار بهتر می تواند آب باران را جهت نفوذ در خاک اطراف نهال هدایت نمود . 3- در اواخر بهار و تابستان همانند عایق عمل کرده و از تبخیر آب موجود در روزنه های خاک جلوگیری می کند . 4- در زمستان مانع از یخ زدن قسمت طوقه گیاه می شود . 5- آب مورد نیاز گیاه تامین شده و افت رشد نخواهیم داشت . 6- گیاه در سال پنجم به بار می نشیند که با کشت آبی رقابت می کند . 7- پس از باردهی درخت، محصول از کیفت بالایی برخوردار است . 8- در اواخر تابستان و اوایل پاییز این نهال ها دیرتر برگ خود را از دست می دهند .
مقایسه کشت دیم کلشی با کشت آبی مقایسه بین نهال بادام در سال سوم کاشت که هر دو در یک زمین و در یک زمان کاشته شده و هر دو به میزان مشابهی کود دریافت کرده اند .در عکس سمت چپ نهالی مشاهده می شود که به صورت آبی کاشته شده است .همانطور که مشاهده می کنید در مهرماه اکثر برگهای خود را از دست داده است در صورتی که در عکس سمت راست که در همان تاریخ گرفته شده است نهالی مشاهده می شود که به شیوه دیم کلشی کاشته است . همانطور که می بینید نهال تمامی برگهای خود را حفط کرده و همچنان به رشد خود ادامه می دهد .
نتیجه گیری نتایج این تحقیق نشان می دهد شیوه کشت دیم کلشی بادام می تواند با شیوه کشت آبی رقابت کند و از طرفی هم درختان زودتر به باردهی می رسند ، این شیوه را می توان برای تمام مناطقی که پراکنش باران نامناسب می باشد اجرا نمود . با توجه به اینکه بسیاری از زمینهای روستایی به علت شیب زیاد قابلیت کشت غلات را ندارند می توان از کشت بادام به این شیوه استفاده نمود .
با عرض پوزش عکس ها آپلود نشدند . کسانی که مایل هستند به صورت کامل از نحوه این گونه کشت اطلاع پیدا کنند می توانند در قسمت نظرات پیغام بگذارند . منابع :
|
|
۱۳۸٧/۱۱/۱۱ - | لینک دائم
| پيام هاي ديگران () |
|







